X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385

ترجمه نهج البلاغه (مصطفی زمانی)

نوشته شده توسط سید محمد صادق شرف الدین در ساعت 00:03

ترجمه نهج البلاغه (مصطفی زمانی)

خطبه ها

خطبه 001-آغاز آفرینش آسمان و...

در این خطبه امام علیه السلام آغاز پیدایش آسمان زمین و خلقت آدم را شرح مى دهد. عظمت خداوند سپاس مخصوص خدائى است که ستایشگران نمى توانند حق سپاسش را اداء کنند و حسابگران از شمارش نعمتهاى بى پایانش عاجز باشند و تلاشگران در ادا کردن حقش فرومانند. خدائى که افکار بلند به قله عظمتش دست نیابند و افراد ژرف نگر به عمق ذاتش پى نبرند. خدائى که نشانه هایش محدود نیست، نه کلام گنجایش تعریفش را دارد و نه وقت فرصت شماره مى دهد و نه این کار در وقت هر چند طولانى باشد مى گنجد. با قدرتش موجودات را آفرید. از لطف خود بادها را در اختیار همه قرار داد و با کوههاى ریشه دار سرزمینهاى گوناگون را استوار و میخکوب ساخت.

چگونه خدا را بشناسیم اساس دیندارى شناختن خداست و کمال شناخت خدا اعتراف به وجود وى است و کمال اعتراف به وجود خدا درک یکتائى اوست. کمال یکتائى خدا پاکباخته شدن نسبت به اوست. کمال پاکباختگى در برابر خدا این است که او را بدون علامت درک کنیم. زیرا هر علامتى گواهى مى دهد که علامت غیر از آن است که تعریف مى شود و باز هر موصوفى گواهى مى دهد که با صفت مغایر است. با توجه به نکات یاد شده کسى که براى خدا نشانى ذکر کند. براى او شبیه آورده است و چنین کسى که براى خدا نمونه آورده و کسى که براى خدا نمونه آورد او را به تجزیه کشانیده است و کسى که خدا را قابل تجزیه بداند. او را نشناخته است. کسى که خدا را نشناخته به او اشاره مى کند و کسى که به خدا اشاره کند او را محدود کرده و کسى که خدا را محدود کند، او را شماره کرده است. کسى که بگوید خدا در چیست، او را در جاى معینى تصور کرده است و کسى که بگوید روى چه چیزى قرار گرفته است، بطور حتم جائى را بدن خدا تصور کرده است.

آگاهى خداوند خدا موجودى است که آغازى ندارد و با عدم سازگار نیست. در عین اینکه با تمام موجودات همراه است، از آنان جداست. خدا که کارگردان جهان است کارش نیازى به وسیله ندارد و کارش شبیه کار بشر نیست. خدا آگاه بود آنگاه که به مخلوق خود نداشت یکتا بود، آنگاه که پناهگاهى براى انس گرفتن نبود، یکتاست و از تنهائى ترس ندارد.

خدا که جهان را آغاز کرد نه براى آن فکر کرد و نه تجربه اى داشت و نه به خود حرکتى داد و نه لحظه اى ناراحت گردید. خدا هر موجودى را در جاى خود خلق کرد و میان طبیعتهاى مختلف صفا برقرار کرد و غرائز موجودات را تنظیم و میان آنها مناسبت ایجاد نمود، زیرا قبل از خلق کردن آنها هم موجودات را مى شناخت و هم آغاز و انجام آنها را مى دانست و هم از صحیح و معیوب آنها آگاه بود.

پیدایش جهان سپس خداى عزیز فضا را شکافت، گوشه هاى آن را باز نمود راههاى آن را گشود، آنگاه در هوا آب را که متراکم، متلاطم و داراى امواج خروشان بود بیافرید و آن را در میان باد عاصف (طوفانزا) و قاصف (موج شکن) قرار داد، سپس به ابر دستور داد آب را حرکت دهد و به خوبى از آن حفاظت کند و در جاى خود قرارش دهد. هوا در زیر ابر آغوش گشاده ابر و آب را در بر مى گیرد سپس خدا بادى را وزید که روزنه هاى ابر را خشکانید و مامور حرکت ابر شد، مسیر باد را سریع قرار داد و آن را دور ساخت سپس دستور داد آبهاى فراوان ذخیره شده را حرکت دهد و امواج دریا را شدت بخشد آنگاه همانند آبفروش، آبها را حرکت دهد در نتیجه آبها مخلوط گردید تا جائى که در اثر شدت حرکت آب، مواد معدنى آن نشست و خاشاک آن به صورت کف درآمده و آب بالا آمد. خدا کفها را در هوا بالا برد و در فضائى وسیع پراکنده ساخت سپس طبقات هفتگانه فضا را از آن به وجود آورد. زیرا کفى که از دریا به آسمان رفته بود بسترى از باد قرار که فرو ریزد و بالاى آن را سقفى قرار داد که از آن حفاظت کند. آسمان بلندى که نه ستون دارد و نه لنگر که آن را حفظ کند، سپس به وسیله ستارگان و نورافکنهاى خیر

ه کننده آن را زینت داد. در میان آسمان چراغى نورانى (خورشید) و ماهى درخشان را پدید آورد. همه این زینتها در یک فلک، یک سقف و یک لوح در حرکت هستند.

شغل فرشتگان سپس خدا آسمانها را شکافت و از فرشتگان گوناگون آن را انباشت: دسته اى از آنان سجده مى کنند و هیچگاه سر از سجده برنمى دارند دسته اى دیگر در رکوع هستند و هیچگاه راست نمى شوند، دسته سوم همیشه در حال ایستاده خداى را عبادت مى کنند و هیچگاه تغییر نمى کنند. دسته چهارم ذکر خدارا مى گویند و خسته نمى شوند. نه خواب چشمها بر آنان مسلط مى شود و نه اشتباه فکر و نه سختى بدن و نه فراموشى. دسته اى دیگر از فرشتگان امناء وحى و سخنگویان خدا براى پیامبران هستند که براى اجراى دستور و اوامر خدا در حرکتند. گروهى دیگر نگهبانان بندگان خدا و دربانان بهشت هستند. گروهى هم در روى زمین استوارند اما گردنهاى آنان از آسمان فراتر، هیکل آنان از گوش تا گوش جهان جلوتر، شانه هایشان در کنار پایه هاى عرش خدا در حالى که سربزیراند و بالهاى خویش را دور خود گرفته اند ایستاده اند. میان این فرشتگان و آنان که در رتبه از اینان فروترند پرده هاى عزت و حجاب قدرت آویخته شده. اینان نه خدا را در خیال خود مى گنجانند و نه علامتهاى مخلوق را روى او پیاده مى کنند و نه در مکانى محدودش مى سازند و نه با نمونه آوردن براى او، معرفى اش مى کنند.

پیدایش جانداران پس خدا از خاک سفت و نرم، شیرین و شور جمع آورى کرد و آن را با آب مرطوب ساخت تا تمیز شد و آب ریخت تا مخلوط شد، آنگاه از گل شکلى ساخت که داراى نشیب و فراز و اعضا و جوارح بود. گل را خشکانید که متلاشى نشود، محکم ساخت تا خشک شود و براى فرصت مناسب آماده گردد. سپس خدا از روح خود که در آن شکل دمید به صورت انسانى درآمد که هم هوش داشت و هم فکر که او را اداره کند و هم اعضا و جوارح داشت که به وى خدمت نماید و او را جا به جا کند. خدا معرفتى به بشر داد که میان حق و باطل، چشیدنى و بوئیدنى، رنگ و جنس جدائى افکند. خدا معجونى خلق کرد که داراى رنگهاى مختلف و اعضائى مشابه هم و اوصافى دشمن یکدیگر و طبیعتهائى مخالف هم: گرم (صفرا)، سرد (بلغم)، تر (خون)، خشک (سودا)، ناراحتى و خوشى.

خدا از فرشتگان دعوت کرد که پیمانى را که درباره آدم با خدا بسته اند که باید براى آدم سجده کنند و به او احترام نمایند اجراء کنند. خدا به فرشتگان دستور داد: براى آدم سجده کنید، همه فرشتگان سجده کردند غیر از ابلیس و یارانش که غرور آنان را گرفت و شقاوت بر آنان غلبه کرد و به این دلیل که آنان از آتش خلق شده اند و آدم از خاک، زیر بار سجده براى آدم نرفتند. خدا براى اینکه ابلیس بیشتر عذاب بکشد و بلاى او تکمیل گردد و پاسخ درخواست او را داده باشد، اجازه داد تا مدت معینى زنده باشد.

اعلام خطر به آدم خدا آدم را که خلق کرد در مکانى جاى داد که هم وسائل زندگیش فراهم بود و هم آزادیش. خدا به آدم اعلام خطر کرد که ابلیس دشمن اوست مواظب او باشد ولى آدم گول دشمن خود را خورد. ابلیس گفت: بهشت خانه ابدى است و جایگاه نیکان و با همین دو مطلب در یقین آدم تردید انداخت تصمیمش را سست ساخت و آسایشش را به ترس کشانید و عزتش را به پشیمانى (آدم گول شیطان را خورد و آن کارى را که نباید انجام دهد انجام داد و سر به گریبان شد) سپس خداى عزیز راه توبه را بر رویش گشود و راه آن را به او نشان داد و آداب توبه را به او یاد داد و به او گفت بار دیگر به بهشت برمى گردى. سپس آدم را به دنیا پایگاه رنج و آزمایش و زایشگاه فرزندان فرستاد.